مرگ يك واژه مرگ يك معنا در ذهن ما ست

محدود كردن تعداد واژگان محدود كردن قدرت درك و انديشه مردم است و دولت‌هاي خودكامه و ضعيف اين عمل را دانسته انجام مي‌دهند، تا توانايي تحليل شهروندان‌شان را در چارچوب “بي خطر” نگه دارند.Image may contain: one or more people

هر معني بايد واژه ويژه و دقيق و جداگانه خود را داشته باشد، امكاني كه مردمان سابق جماهير شوروي از دست داده اند. اين بدبختي را تنها تاجيكان آسياي ميانه ندارند، اما آن چه تاجيكان دارند ادامه این سياست‌هاي محدودگر شوروي است. و ما در برابر چنين ظلم گسترده كه بر ما تحميل مي‌شود نبايد سكوت كنيم. تا زمانی که زبان مادری در کشورهای آسیای میانه محدود و کنترول‌شده باشند، زبان اصلی همان زبان روسی دوران شوروی باقی خواهد ماند. به خصوص در تاجیکستان که زبان فارسی را می‌خواهند همان محلی و محدود نگه دارند. بی‌خبر که در سی سال گذشته دیگر زبان روسی نیز آن روسیی نیست که در دوران شوروی بود و به آن حدود ده‌هزار واژه جدید تخصوصی وارد شد. یعنی حال تاجیکان نه روسی می‌داند و نه فارسی مادری خود را. گذشت زمان تنها در تقویم صورت نمی‌گیرد، بلکه همراه با دستاوردهای بشر از سال قبل یا حتی روز قبل احساس می‌شود. اما ما در این مدت حتی به اندازه آژنگ‌های (چروک) روی خود واژه جدید به لغت‌نامه ذهن خود اضافه نکرده ایم گیوم اشتباه نکرده ام. چون در مورد یک تا پنج میلیون نفر تاجیک، حد اقل صدق می‌کند.

وسعت تخيول ما با وسعت تعداد واژگاني ست كه مي‌دانيم، مهم نيست چه زباني. اگر تخيول ما به جاي رسيد كه برايش واژه اي در زبان ما نيست، پس بايد معادل آنرا در زبان ديگري پيدا كنيم و واژه جديد براي بيان آن معني بسازيم. كاري كه تا حال بزرگان ما مي‌كردند و از زبان‌هاي عربي و يوناني و سغدي واژه وام مي‌گرفتند.
اما واژگان جديد تا زناني كه براي عموم مردم فهما و آشنا نباشد، آن معني كه سوارش كرده ايم، فهما و روشن نخواهد بود. آن گونه كه حال ما بسياري از معاني اصتلاح‌ها را درك نمي‌كنيم، چون واژه آن را ديگر فراموش كرده ايم. مثل آن است كه اسم كسي را فراموش كنيم و هنگام صحبت مجبور به اسم بستگانش يا نزديكانش رجوع كنيم. بسياري از معاني‌ها را امروز تاجيكان به فارسي نمي‌دانند و معادل روسي آن را به كار مي‌برند.

اگر روسي نيز بلد نباشند، پس از استفاده معني آن محروم مي‌شوند و هر چه كه استفاده نمي‌شود فراموش مي‌شود. منظور بازي با فعل جمله‌ها نيست كه بسياري از نويسندگان ما از حد زياد مشغولش مي‌شوند و هم وقت زياد ما را مي‌گيرند و هم حرف اساسي خود را رها مي‌كنند بين افعال بازي‌هاي شاعرانه. در حالي اسم يا واژه معني مورد نظر خود را در لغتنامه ها بجويند و وسعت درك و فهم خود را گسترش دهند.

راه مبارزه عليه بسياري از مشكلات ساده، چنان استادگي عليه اين سياست تخريبگر:
به طور منظم هر روز يك واژه جديد از زبان مادري خود بياموزيم و چارچوب‌هاي زندان ذهن مان را بشكنيم. هيچ فقري سخت تر از فقر معنوي نيست.
افزايش قدرت درك و تحليل رويداد‌هاي اطراف خود ما را توانا تر مي‌كند.
هر معني كلمه خاص خود را دارد و اين يعني كه فهم ما به تعداد لغتي كه مي‌دانيم محدود است…

در نوجواني عادتي داشتم كه حال دليل آن را بهتر مي‌توانم تحليل كنم. عادت داشتم كتاب‌هاي را بخوانم كه پاورقي زياد داشتند. و كليله و دمنه يكي از اين كتاب‌ها بود كه بسيار دوست داشتم. سرشار از لغات جديد بود و مايه لذت زيات.

اما حيف كه حال خواننگاني را مي‌شناسم كه مي‌گويند: «كتاب‌هايت سخت‌خوان.‌ اند خيلي فارسي مي‌نويسي… كاش تاجيكي مي‌نوشتي…» اين خوانندگان بي بخرند كه از آسيب‌ديده‌ها و قربانيان سياست‌هاي محدودگر دولت شده اند. ذهنيت محدود انتظارات محدود از اطرافيانش دارد.

اما به جای این که به «زبان تاجیکی» مجدود کنم، هر روز تلاش مي‌كنم خيلي خيلي فارسي تر از قبل بنويسم. و فارسي را به تاجيكي و دري و ايراني محدود نكنم. فارسي آينده دامن گسترده تر از امروزش خواهد داشت. به اين دريا واژه واژه معاني از كشف و دستاورد هاي بشر ضم كنيم و به هيچ وجه كم نكنيم.

مرگ يك واژه مرگ يك معناست.
و هيچ دولتي حق ندارد قدرت درك و فهم معاني را از ما بگيرد.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *