زمین مادران من

رمان «زمین مادران» را با دو خط فارسی و سیریلیک نوشتم گذاشتم دو سه هفته دم بگیره و بعد با دید و نفس تازه بازخوانی کنم. نفهمیدم که چه طور از آن موقع تا به حال سه سال و هفت ماه گذشته!

البته نسخه سیریلیک آن در ماه مه همین سال در مجله «صدای شرق» منتشر شد. ولی نسخه فارسی آنرا همچنان در حال دمخوردن نگه داشته ام. ناشیر که دوست عزیزم حسین ستاره است هر بار می پرسد هنوز یک هفته که وعده دادی نرسیده؟ من هم می گویم هفته دیگر.

از این که برای کار دوست داشته ام به دردهای عزیز و شیرین مادرانم وقت ندارم دلگیر می شوم.
دلگیر می شوم که رمانی را به پاس خاطر زنان زحمتکش سرزمینم نوشته ام این قدر طول داده ام تا بازخوانی کنم.

باید بگویم که بازخوانی دفعه چهارم یا پنجم خواهد بود. ولی هنوز بازخوانی بازخوانی هارا هم دوست دارم انجام دهم تا کار وقتی به دست خواننده می رسد بیغلط و روان و خواندنی باشد.

امیدوارم که روزگار آرامش و وقت بیشتری به من دهد که باز بتوانم غرق نوشته هایم بشوم و کمتر درگیر رویدادهای زودگذر.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *