Category Archives: Аз ҳар боғ роғе – از هر باغ راغی

سفرنامه ایران بخش چهارم

تهران در یک نگاه رانندگی ایرانی شبیه رانندگی ایتالیایی‌هاست، چراغ‌های سر چهارراه‌ها که ۶۰ ثانیه تا صفر می‌شمارد که سبز شود، آمریکایی است اما سیستم توزیع و مصرف بنزین به شیوه ایرانی است. وقتی به مهمان‌دار خود می‌گویم که در هلند بنزین حدود ۱.۳۰ یوروست، رویای بهشت‌وار Read more [...]

رادیو آسیای میانه منهای ازبکستان

  خیلی وقت است که می خواهم این رادیوی جدید را معریفی کنم و در وبلاگ خود جای دهم. اما با بهانه کمی وقت به انجام آن نرسیدم. حرف زیادی برای گفتن ندارم به جز این که این رادیو هنوز جوان است و زمان و امکان آن نیز بسیار محدود و از این جاست که کس انتظار زیادی از رادیو که همه اش 15 دقیقه در هفته Read more [...]

خبرنگار؟ همین کناه ات بس

به خبرنگاران در کجا خوش می گذرد؟ نمی دانم. اگر هم بدانم شاید آنجا نروم. ما خبرنگاران دنبال آرامش و آسودگی نیستیم. هستیم؟ شاید وقتی کارمان از شوق و عشق می گذرد و به ترس مبدل می گردد. اما بعضی ها هم هستند که در هر وضعیتی دل به ترس نمی دهند و به کار خود وفادار می مانند. مثل بهادور کنجه Read more [...]

کمی طول می کشد تا جا بیوفته

تلویزیون بی بی سی فاسی را نگاه می کنم و به یاد دوران شروع کار رادیو زمانه می افتم. یاد ام هست که از من می خواستند یک ساعت برنامه موسیقی ملل بسازم و همین طور از دیگر برنامه سازان آن دوران. ولی وقتی زمان گذشت و برنامه های زیادی هم برای رادیو ساخته می شد و برنامه سازان زیادی هم برای همکاری Read more [...]

آری

آری وقتی روح مان فرسرده می شود فکر می کنیم که تقسیر لباس مان است.
مارینا تسویتایوا، شاعر روس که در غریبی زیاد زندگی کرد، می گفت افسردگی زن جوان لباس کهنه اوست که مجبور به تن می کند.
به هر حال بهانه زیاد است برای ننوشتن

تشکر از همه شما که سمیمانه دست یاری بو سوی ما دراز می کنید

دوستان عزیز دیده و نادیده، یک دنیا سپاس از همه شما که برایهمزبانان خود در سمرقند کتاب فرستادید و از آماده  بودن خودرا  در این کار مهمفرهنگی  به من نوشتید. شاید به تک- تک شما نتوانستم جواب بنویسم اما دلم میخواست با هر کدام شما بشینم و در این مورد حرف بزنم. سر یک پیاله چای تاجیکی. Read more [...]

Uzbekistan deserves to be spoken about in Mass Media

A Women’s blog of Uzbekistan (in Russian) with the support of United Nations Development Program (UNDP) has launched an Internet competition for the best essays entitled as “Our beloved women”. Their motto is “Every woman in Uzbekistan deserves to be spoken about in Mass Media”. In order to take part in the competition the only thing you have to do is to write about a woman, who causes in you a feeling of deep respect, inspires you every day, about the woman Read more [...]

همه رودخانه ها به سوی وطن می روند

دیشب از تمام رود خانه های شهر تابوت جاری بود. بار اول توجه کردم که اینها تابوت هایشانرا سیاه رنگ می کنند. یکی از این تابوت هارا از آب بیرون کشیدم و رنگ سبز زدم به رویش و دوباره به آب انداختم. پولیس هشتک کشید و من از خواب بیدار شدم. از تب می لرزیدم و چیزی جز این که آن تابوت Read more [...]

مثل یک کودک بیباک و شادمان

سالها بود که این قدر میوه نخورده بودم. سالها بود این قدر به دنیای کودکان نزدیک نشده بودم. سالها بود که یک سگ  سفید و زیبای را به آغوش نگرفته  بودم امروز از خرس یاد کردم. سگ سفیدی که خاطرات خوب کودکی ام با قتل آن به پایان رسید. این روز ها روشن تر احساس می کنم که از مهر، از محبت Read more [...]

فردا می روم و خودم را چون صدا ویرایش می کنم و شاید سانسور

بر این درو پنجره تنها باد ناخن می زند
و تنها شبباده است که پای به داخل می نهد آرام
و مهربان دست می برد
به پرده های شفاف روزگار من
تنهای زیباست آری می دانم
می دانم
اما ای
 مرد سرگردان
مرا به من برگردان

چهره دلنشین را به یاد بسپاریم

همیشه مخالف نشر  این گونه تصاویری از هنر مندان هستم. درستی که واقعیت است، اما در یاد دوستداران یک هنرمند خوب است که چهره دوست داشتنی و مانده گار او بماند. من سیمین دانشوررا با این چهره در خاطر خواهم سپرد.ما آدمان همیشه کشیش به سوی زیبای داریم و این تنها واقعیتیست که می پذیریم. چن Read more [...]

تا دو هفته نیستم

می روم 
در آغوش جنگلای وحشی  پنهان  شوم
می روم 
در پای سبز زندگانی تکیه می دهم بی پروا
می روم
تابه دستان کوچک کودکی ده ساله گریه کنم زار-زار
می روم
با لهجه بادهای ره گزر آشنا شوم
می روم
همسان رودخانه ها خوانا شوم.

 

دیگر آزادم آزاد آزاد

بلبل گفت: خس و خاشاک وطن از تخت سلیمان بهتر است. سلیمان آزادش کرد و دنبالش رفت تا ببیند که چی جایست بهتر از تخت او. بلبل کنار جویبار روی شاخه سبزی نشست و شروع کرد به آواز خواندن. در کنار پنجره نشسته ام و به باران هلند با لذت ده برابر نگاه می کنم. من یک پرنده آزادم کنار پنجره باز، ای Read more [...]

سیبی که امروز ناشوسته خوردم

امروز تنها با خود بودم و تمام تلاشم را به خرج دادم که تنها به خود فکر کنم و با خودم خوب برخورد کنم. یک روز را به خودم بخشیدم. این دفعه خودفریبی نکردم. این دفعه از خودم فرار نکردم و این دفعه هیچ تلاش نکردم که به بقیه مردم عزیزی که در دوروبر منند فکر کنم. یک ساعت ماساژ گرفتم. بعدش رستوران Read more [...]

من و عکسهای زشتم

هیچ یک از این صدها عکسی که از خود دارم و دوست و آشنا هایم از من گرفته اند شبیه من نیست. نمی دانم چرا. شاید از خودم یک برداشت غیر واقعی دارم؟  شاید هم فکر می کنم زیباترم؟ نمی دانم. اما از زیبای حرف نمی زنم این جا از شباهت می گویم. امروز باید عکس خوبی از خود انتخاب می کردم. به نظرم همه Read more [...]

Andijan massacre, 13 May 2005

Protest dedicated to the second anniversary of Andijan massacre is scheduled for Saturday, May 12 from 12pm till 2pm. Address: Embassy of Uzbekistan, 41 Holland Pk, London, W11 3RPDemands: International inquiry of Andijan events, freedom to political and religious prisoners. Please do come to support us and bring your friends along. Many thanks for your attention and I do hope to see you. Craig Murray,former British ambassador in Uzbekistan and the wirter of "Murder in Samarkand"___I have pinned Read more [...]